عظيم عظيم پور
88
امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)
به من خبر رسيده كه شما مىگوييد : على دروغ مىگويد ، خدا شما را بكشد بر چه كسى دروغ مىبندم ؟ بر خدا ؟ و من نخستين كسى هستم كه به او ايمان آوردم . يا بر پيامبر خدا ؟ و من اولين كسى هستم كه او را تصديق كردم . . . ابن ابىالحديد در اين خطبه شرح مفصلى دارد و در قسمتى از آن مىگويد : « على ( ع ) در موارد زيادى از وقايع و حوادث مهم آينده خبر مىداد و از امورى كه رسول خدا ( ص ) او را آگاه ساخته بود ، براى مردم بازگو مىكرد . آن گروه از اصحاب امام ( ع ) كه اهل نفاق بودند ، او را تكذيب مىكردند ، همانگونه كه منافقان در زمان پيامبر ( ص ) نسبت دروغ به او مىدادند . صاحب كتاب « الغارات » از اعمش از ديگران روايت كرده است كه على ( ع ) خطبه خواند و فرمود : به خدا قسم اگر به شما دستور بدهم كه جمع شويد و از بين همه شما صد نفر برجسته را برگزينم و اگر بخواهم از يك صبح يا غروب آفتاب برايتان سخن بگويم ، خبر ندهم به شما ( از آينده و حوادث آن ) مگر به حق و راستى . آنگاه كه از پيشم بيرون رويد گمان مىكنيد كه من دروغگوترين مردم هستم . صاحب همين كتاب و ديگران روايت كردهاند كه على ( ع ) ( خود اين را خوب مىدانستند و از حال مردم با خبر بودند كه ) فرمودند كار ما سخت است و دشوار ، كسى تحمل آن را ندارد جز فرشتهاى كه مقرب درگاه خدا باشد يا پيامبرى كه از سوى خدا فرستاده شده باشد و يا بندهاى كه خدا قلبش را براى ايمان امتحان كرده باشد . . . » « 1 » . امام ( ع ) پس از جنگ صفين ، گرفتار گروه بسيار عجيبى بنام خوارج گشت ؛ آن كوردلانى كه دم از زهد و عبادت و تهجد مىزدند ، از امام كناره گرفتند و در مقابل او ايستادند و آنچه را كه ديروز در صفين به آن تن دادند ، امروز از آن برگشتهاند و ادعا مىكنند كه ما از اشتباه خود به درگاه خدا توبه كردهايم و با كمال وقاحت و بىشرمى از على ( ع ) پيشواى معصوم و امام وارستهاى كه ايمانش برتر از همهء خلايق است . تقاضاى توبه مىكنند و از او خواستار برگشت از اشتباه خود مىگردند و او را متهم به دروغگويى
--> ( 1 ) . ابنابىالحديد ، شرح نهجالبلاغه ، ج 2 ، ص 47 ( شرح خطبه 70 ) .